دستهبندی نشده
بدون نظر جنایت پشتِ کلمات؛ چرا «برایونی تالیس» بخشیدنی نیست؟

نوشتن درباره فیلم Atonement (تاوان)، نوشتن درباره یک جنایتِ تمیز است؛ جنایتی که نه با اسلحه، بلکه با نوکِ قلم و از روی خودخواهی محض رقم خورد.
دستهبندی نشده
بدون نظر 
نوشتن درباره فیلم Atonement (تاوان)، نوشتن درباره یک جنایتِ تمیز است؛ جنایتی که نه با اسلحه، بلکه با نوکِ قلم و از روی خودخواهی محض رقم خورد.
دستهبندی نشده
بدون نظر 
همه ما شنیدهایم که میگویند «بخند تا دنیا به روت بخنده»، اما روبرتو بنینی در شاهکار سال ۱۹۹۷ خود، «زندگی زیباست» (La Vita è Bella)، این جملهی کلیشهای را به تکاندهندهترین شکل ممکن بازتعریف میکند. این فیلم تنها یک اثر درباره هولوکاست یا جنگ جهانی نیست؛ بلکه ستایشی است از قدرتِ بیانتهای تخیل و اراده انسان.
دستهبندی نشده
بدون نظر 
همه ما گاهی در جمعهای دوستانه یا خانوادگی شروع میکنیم به گله کردن از خودمان؛ از اینکه چرا وقتشناس نیستیم، چرا تعارفاتمان بیش از حد است یا چرا در کارهای تیمی ضعیف عمل میکنیم. اما آیا تا به حال فکر کردهاید که این حرفها ریشه در کجا دارد؟
ادامه ی نوشته »
دستهبندی نشده
بدون نظر 
وقتی صحبت از جنگ جهانی دوم و جنایات نازیها میشود، نامهای بزرگی در ذهنمان تداعی میشود. اما سریال کوتاه و درخشان “یک نور کوچک” (A Small Light) دست روی نقطهای گذاشته که کمتر به آن پرداخته شده است: زندگی کسانی که در میان تاریکی مطلق، انتخاب کردند که فقط “نظارهگر” نباشند.
ادامه ی نوشته »
دستهبندی نشده
بدون نظر 
اخیراً به تماشای فیلم «پسری با پیژامه راهراه» (The Boy in the Striped Pajamas) نشستم. با اینکه سالها از ساخت آن میگذرد، اما تماشای آن در هر زمانی مثل یک سیلی بیدارکننده است. فیلمی که ثابت میکند بزرگترین تراژدیهای بشری، وقتی از دریچه چشم یک کودک روایت میشوند، هزار برابر دردناکترند.
دستهبندی نشده
بدون نظر می خواهم دوست داشتن تو را
در خودم متوقف کنم
می خواهم به تو فکر نکنم
مثل کسی که می خواست
زمان را
با نگه داشتن عقربه های ساعتش
متوقف کند
زانیار برور
به خانه ی دوستی رفتم
که تو نمی شناختی
– تا بعد از مدت ها –
ساعتی خوش باشم
نیم ساعت ننشسته بودیم
که خیالت در زد
– زانیار برور
ترافیکانه, دستهبندی نشده, شعر
بدون نظر ۱٫
با اینکه آدم خوشبختی نیستم
اما در این لحظه
-بی جهت-
عمیقا احساس خوشحالی می کنم
مثلا فرض کن
انتهای مکالمه ی تلفنی مان
ارتباط قطع و وصل شده
و من
کلمات مغشوش و نافهموم ات را
به حساب “دوستت دارم” گذاشته ام!
-زانیار برور
۲٫
هرگزترین کار دنیا برای من
بازگشتن به گذشته است …
من دیگر نمی توانم
جز عشقی دیوانه وار
به تو احساسی داشته باشم
– زانیار برور
مجموعه ای از شعرهای قدیمی ام
ترافیکانه, شعر, نوشته روزانه
بدون نظر پیش از آنکه مادربزرگ
به آخر قصه ها برسد
خوابمان برد…
ما یادنگرفتیم
چگونه آخر قصه هایمان را
خوش کنیم…
– زانیار برور