جنایت پشتِ کلمات؛ چرا «برایونی تالیس» بخشیدنی نیست؟

نوشتن درباره فیلم Atonement (تاوان)، نوشتن درباره یک جنایتِ تمیز است؛ جنایتی که نه با اسلحه، بلکه با نوکِ قلم و از روی خودخواهی محض رقم خورد.

برایونی تالیس: خودخواهی در قامت یک راوی

برایونی را نباید تنها یک کودکِ خطاکار دید؛ او تجسمِ میل به «کنترلِ واقعیت» است. خودخواهی او لایه‌های متعددی دارد که از همان ابتدا کدگذاری شده است. آن سکانسی که او خودش را به آب پرت می‌کند تا رابی نجاتش دهد، کلید فهم شخصیت اوست. او جانش را به خطر نانداخت، او رابی را به گروگان گرفت تا نقشِ «قهرمانِ» قصه‌اش را بازی کند.

این خودخواهی در پایان عمر او به اوج می‌رسد؛ جایی که در کتابش، سسیلیا و رابی را به هم می‌رساند. این اقدام، هدیه‌ای به آن‌ها نیست؛ تلاشی برای تبرئه کردن خودش است. او در واقعیت زندگی آن‌ها را گرفت و در دنیای فانتزی‌اش به آن‌ها «زندگی» بخشید تا باز هم در نقشِ خدایِ سرنوشتِ آن‌ها باقی بماند. او حتی در لحظه مرگ هم حاضر نشد با حقیقتِ عریان روبرو شود و به ادبیات پناه برد.

تجاوز و شهادتِ دروغین: قربانی کردن حقیقت

واقعه‌ی تجاوز به «لولا»، جایی است که تخیلات برایونی به یک جنایت رسمی تبدیل می‌شود. برایونی چهره‌ی متجاوز را به‌وضوح ندید، اما آگاهانه تصمیم گرفت رابی را متهم کند. او حقیقتِ هولناکِ تجاوز را فدای «داستانی» کرد که در ذهن خودش ساخته بود. با این کار، او نه تنها زندگی رابی را نابود کرد، بلکه به متجاوز واقعی (پاول مارشال) امنیت بخشید تا سال‌ها بعد با همان قربانی (لولا) ازدواج کند و در سایه قدرت و ثروت زندگی کند.

گناه دسته‌جمعی: وقتی همه مقصرند

اگرچه برایونی ماشه را کشید، اما کلِ عمارت تالیس در این فاجعه شریک بودند. برای آن خانواده، رابی (پسرِ خدمتکار) گزینه‌ی بسیار مناسب‌تری برای «مجرم بودن» بود تا پاول مارشالِ ثروتمند. گناهِ اصلی، نگاهِ بالا به پایین و نظام طبقاتی آن خانه بود که رابی را پیش از دادگاه، در ذهن‌ها محکوم کرده بود. برایونی فقط به این تعفنِ پنهان، یک بهانه داد.

نمادشناسی «آب» و صدای ماشین‌تحریر

آب: این عنصر در فیلم هم‌زمان نمادِ جلب توجه و نابودی است. برایونی از آب برای بازی گرفتنِ رابی استفاده می‌کند، اما در نهایت تقدیرِ تلخ رابی و سسیلیا در میان آب (یکی در جبهه و دیگری در ایستگاه مترو) رقم می‌خورد. آبی که باید مایه پاکی باشد، در اینجا به گوری برای رویاها تبدیل می‌شود.

ماشین‌تحریر: صدای کلیدهای ماشین‌تحریر که در موسیقی متن فیلم (برنده اسکار داریو ماریانلی) تنیده شده، صدای قضاوت‌های تغییرناپذیر برایونی است. هر ضربه، میخی است بر تابوتِ حقیقتی که زیرِ آوارِ کلمات دفن شده است.

جزییات فنی و فکت‌های فیلم:

کارگردان: جو رایت | بازیگران: جیمز مک‌آووی، کایرا نایتلی، سائورشه رونان.

لباس سبز: لباس ابریشمی سسیلیا بارها به عنوان برترین لباس تاریخ سینما انتخاب شده است؛ نمادی از حسادت و بیداری جنسی.

پلان-سکانس دانکرک: نمای ۵ دقیقه‌ای ساحل دانکرک بدون هیچ کاتی فیلمبرداری شده و یکی از شاهکارهای تکنیکی سینماست.

تغییر بازیگران: برای نقش برایونی از سه بازیگر در سنین مختلف استفاده شد تا سنگینی زمان و گناه به‌خوبی منتقل شود.

Share